بازار امین السلطان Amin Al Soltan bazar
بازار همواره یکی از ارکان وجودی شهرها چه شهرهای کوچک و چه بزرگ بوده است و به همین دلبل بازار تهران موقعیت ممتازی در بافت شهری داشته و از زمان ساخت تا کنون نه تنها از اهمیتش کاسته نشده بلکه روز به روز پر اهمیت تر از قبل جلوه نموده است بازار تهران دارای بازارهای متصل دیگری است که در نزدیک به بخش اصلی نقش پر رنگی را در مراودات شهری ایجاد نموده است . از جمله بازار امین السلطان که گزارش مفصل آنرا در این بخش میخوانید .
نویسنده : رضا موسوی Reza Moosavi


         بازارچه امین السلطان (بازار دباغ ها ) در حال حاضر در خیابان صاحب جمع، سه راه امین السلطان، نبش خیابان شهید هاشم اردستانی در منطقه دوازده شهرداری تهران واقع می باشد.
بازار در زبان پهلوی در قالب دو واژه « واکار» و « وازار» آمده و به معنای محل
داد و ستد و اجتماع است و اما امروزه بازار به مجموعه های مختلفی اطلاق می شود
که به رغم دارا بودن ویژگی های زمانی، مکانی و ساختاری متفاوت، در همگی آنها
داد و ستد جریان دارد. در این اشارت، آنچه از بازار مورد نظر ماست، تنها معماری
سنتی بازارهای ایران (مجموع دکان هایی که در فضایی سرپوشیده به یکدیگر متصل
می شوند و یا کوی وراسته سرپوشیده ای که در دو سوی آن دکان ها ساخته شده اند
به اضافه بناهای وابسته به آن، همچون سرا، تیمچه و ... ) می باشد که از معروفیت
جهانـی برخــوردار بوده و سیـاحان خارجی، شهـرهای کهـن ایران را با توصیف آنـها، در جهـان شناسانده
اند.
بازار، سابقه چند هزار ساله در تمدن ایران و جهان دارد. از همان هنگام که
انسان موفق به تولید محصولی بیش از نیاز خود گردید و به فکر مبادله آن با
دیگر محصولات افتاد، مراحل شکل گیری بازار (هر چند به صورت ابتدائی) آغاز
شد. برای این منظور ابتدا فضاهایی باز در مجاورت روستاهای بزرگ به این
کار اختصاص دادند که در فصولی از سال و به تدریج در روزهایی از هفته، محل
اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه می شد. سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مکان، شکل و ساختار آن نیز دچار تغییر و تحولات تکاملی شده و به تدریج از حالت موقت به دائمی و از وضعیت فاقد سر پناه و معماری به ساختارهای معماری شکیل و دائمی تبدیل گردید.
هر چند مدارک قطعی و مستندی در دست نیست اما احتمال می رود سابقه معماری بازارهای ایرانی به دوره ساسانی- و حتی دوره اشکانی- برگردد، چرا که
در این زمان، تجارت و بازرگانی و نیز شهرسازی از رونق بسیاری برخوردار
بوده و همچنین معماری بازارهای سده های نخستین اسلامی- به ویژه از نظر سازه های طاقی- متأثر از معماری دوره ساسانی است. با توجه به آب و هوای ایران- شدت گرما و سرما و دیگر عوامل نامساعد جوی- ساخت بازارهای سرپوشیده، بدان صورت که امروزه شاهدیم، راه حل بسیار شایسته ای برای ایجاد جوی مناسب جهت داد و ستد و همچنین فراهم ساختن آسودگی خاطر برای خریدار و فروشنده بوده و از طرف دیگر تأمین امنیت، کنترل و نظارت بر این بازارها به راحتی صورت می گرفته است. با توجه به منابع مکتوب تاریخی، در سده های نخستین اسلامی، بازارهای پررونقی در شهرهای ایران وجود داشته که عمدتاً به صورت سرپوشیده ساخته شده بود. معماری بازار در دوره سلجوقی، همانند دیگر بخش های معماری، پیشرفت بسیاری داشت. هر چند یورش، غارت و ویرانگری
های مغولان، بسیاری از بازارهای ایران را به خرابی کشاند اما در اواخر این دوره و عهد غازان خان، الجاتیو و وزیران با کفایت آنها نیز بازارهایی در شهرهای مهم ساخته شد.
ساخت بازارها در دوره صفوی فزونی گرفت و تا اواخر دوره قاجاریه ادامه یافت، بطوریکه امروزه عمده آثار باقی مانده از بازارهای تاریخی مربوط به دوره صفوی و بعد از آن است. در دوره اخیر (از اوایل دوره پهلوی به بعد) به جهت پیشرفت ها و تغییر و تحولات اقتصادی- اجتماعی، بازارهای سنتی توان تطابق با تحولات جدید را نداشته و کارآیی خود را تا حدود زیادی از دست داد و بدین ترتیب ساخت بازار به شیوه سنتی متوقف گردید.
مجموعه بازار در شهرهای قدیمی ایران علاوه بر کارکردهای اقتصادی و تجاری، در زمینه های مختلف اجتماعی، مذهبی و سیاسی نقش غیر قابل انکاری داشته و به همراه مساجد جامع، بخش مهم و مرکزی بافت شهرهای قدیم را به وجود می آورده است.
بازارها در شهرهای کهن اغلب در ارتباط با راه های ارتباطی و دروازه شهر، مسجد جامع و میدان اصلی شکل گرفته و به تدریج گسترش می یافت. وضعیت، وسعت و رونق هر بازار نیز در ارتباط مستقیم با وضعیت، وسعت و رونق شهر قرار داشت. با گسترش بازار، نیازهای جدیدی به وجود می آمد که منجر به پیدایش فضاها و بناهای وابسته ای در مجموعه بازار می گردید؛ از جمله سرایا خان، تیمچه، خانبارها، بناهای حکومتی مرتبط با بازار (ضرابخانه و تشکیلات انتظامی)،کارگاههای تولیدی و خدماتی و بناهای عمومی دیگری همچون مسجد، حسینیه، آب انبار، حمام و قهوه خانه و ...
بازارهای اولیه بیشتر متشکل از یک راسته اصلی و یا دو راسته عمود بر هم با بناهای مجاور بود که به تدریج در محور طولی و گاه در همه جهات گسترش می یافت. بازارهای طولی، به طور معمول دارای یک راسته اصلی و چند رسته فرعی است اما انواع دیگر آن می تواند چندین راسته اصلی و تعداد زیادی راسته فرعی داشته باشد. مجموعه بازارهایی که در طول زمان شکل گرفته اند (مانند بازار تهران) به طبع از نقشه و طرح خاصی برخوردار نیستند، برعکس بازارهایی که در یک دوره خاص ساخته شده اند ( بازار وکیل شیراز، بازار گنجعلی کرمان) از طرح و نقشه به نسبه منسجمی برخوردارند. بخش ها و راسته های مختلف بازار اغلب با توجه به صنفی که در آنجا فعالیت داشت، نامگذاری می شدند (مانند باز کفاشان، مسگران، بزاران، و ... ) و یا بر اساس بانی آن و یا بر طبق قومیت و کیش بازرگانان و یا به مناسبت های دیگر. یکی از مسائل مهمی که در اکثر بازارهای ایران عمومیت داشت؛ اختصاص هر کدام از بخش های یک بازار به صنف خاصی بود (راسته زرگران، مسگران، آهنگران، ... ) برای این تقسیم بندی دلایل کاملاً منطقی وجود داشت که مهمترین آنها؛ اشتراکات صنفی و همجواری فعالیت های سازگار، سهولت دستیابی خریداران به جنس مورد نظر و جلوگیری از سرگردانی آنها در مجموعه گسترده بازار، نظارت و کنترل آسان بر صنوف، سهولت ارائه خدمات به هر صنف و توزیع اجناس بین آنها و همچنین سهولت برقراری ارتباط های صنفی است (ارتباط نزدیک می توانست آنها را از جدیدترین اطلاعات و اخبار مربوط به صنف خود آگاه ساخته و سبب رونق کارشان شود).
بازارچه قدیمی امین السلطان که در محله چال میدان[1] سابق واقع شده همانند سایر بازارچه های همجوار خود، بخشی از قبـرستان بزرگ تهران قدیم ( قبرستان امامزاده سید اسماعیل ) بوده که در عهد قاجاریه با رونــق گرفتن فعالیت های تجاری پایتخت و به تبــع آن توسعه بازارها، به صورت راسته بازارهای جدیدی در امتداد و اطراف بازار اولیه تهران[2] شکل گرفته اند. بازار امین السلطان در شمال میدان امین السلطان بنا شده است. این میدان را پدر امین السلطان دوم ، یعنی میرزا ابراهیم امین السلطان اول در بخش شش تهران قدیم بنا نهاد و اتابک خان در سال های بعد آن را توسعه داد و تا مدت ها بار خواروبار، هیزم ، زغال، جو و گندم تهران در آن خالی می شد. این میدان در جریان خیابـــان کشیها و توسعــه شهــری عصر رضاخــانی به دو بــخش تــقسیم شــد ، قسمتی در شرق خیابان صاحب جمع و در جوار کــاروان ســرای قدیمی خــانات و بــخشی هم غرب این خیابـان و در امتداد بـازارچه امیـن السلطان قرار گرفت. بازار امین السلطان که به کاروانسرای سقاباشی[3] هم معروف است، بخشی از بازار بزرگی مشهور به گذار خندق بوده که بر اثر توسعه خیابان ناصریه ( ناصرخسرو فعلی ) و خراب شدن بازار کنار خندق، این تیمچه هم در شرق خیابان مزبور قرار گرفت.
از آن جهت به این بازارچه ، کاروان سرا می گفتند که در ابتدای ساخت، این بنا محلی بود برای اتراق مال داران و قاطرچیانی که از اطراف تهران، بار وکالا می آورند و یا روزها در میدان مال فروش ها (جنب بقعه امامزاده سید اسماعیل) و اطراف دروازه شاه عبدالعظیم، اسب و شتر و قاطر معامله می کردند.
به گفته یکی از کسبه قدیمی بازار امین السلطان، دود گرفتگی های بخش هایی از طاق قدیمی بازارچه، آثار به جای مانده از همان روزگار است که برای گرمایش در این محل آتش می افروختند. به مرور زمان این کاروان سرا به بازار دباغ های تهران تغییر کاربری می دهد و تا امروز که در حدود یک سده و یا بیشتر از قدمت آن می گذرد، همچنان فعال و پر رونق است.( البته با انواعی از کالاهایی مانند پتو ، پارچه ، ادویه و غیره ) بانی بازار امین السلطان، همانطور که از نام آن نیز بر می آید، اصغرخان امین السلطان اتابک اعظم است که در مدت زندگانی خود علاوه بر این بازار، صحن و ایوان حضرت معصومه را نیز بازسازی نمود و آئینه کاری رواق دارالسعاده امام رضا (ع) در مشهد مقدس که پدرش، حاج ابراهیم خان امین السلطان هم در آنجا مدفون است را ترتیب داد. خود وی نیز در تهران پارکی بنا نمود که خارج از محدوده برج و باروی آن روزگار تهران و در شمال سفارت انگلیس، نزدیک دروازه یوسف آباد قرار داشت و باغ عمارتی بسیار باشکوه بود که در توصیف آن در کتاب های تاریخی چنین آمده:
به امتیاز و ظرافت و لطف و ملاحت این بنا در میان آثار جدیده اسواق دارالخلافه هیچ یک نمی رسد. (المآثر و الاثآر ص 88)
سال ها بعد این باغ به سفارت روس واگذار شد.
میرزا علی اصغرخان دارای القاب صاحب جمع- امین الملک – امین السلطان و اتابک اعظم پسر دوم آقا ابراهیم آبدار (امین السلطان) و قمر سلطان خانم، دختر عباس میرزا نایب السلطنه بود. وی صدراعظم ناصر الدین شاه و مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار بود که در سال 1275 هجری قمری متولد و در روز شنبه 21 رجب سال 1325 ق.شب هنگام ( دوساعت و نیم از شب گذشته) موقعیکه از مجلس شورای ملی خارج می شد معروف است که بدست شخصی از اهالی آذربایجان بنام عباس آقا در سن 50 سالگی به قتل رسید[4] و در قم در بقعه مجاور ایوان آئینه مدفون شد. امین السلطان در زمان حیات پدرش ابتداء ملقب به صاحب جمع بود[5] و پس از اینکه میرزا علی خان امین الملک رئیس دارالشورای کبری در سال 1299 ق. ملقب به امین الدوله شد، میرزاعلی اصغرخان لقب قبلی او را گرفته ملقب به امین الملک گردید.
در سفر دوم ناصرالدین شاه به خراسان که در سال 1300 ق. صورت گرفت، پدرش آقا ابراهیم امین السلطان از همراهان شاه بود و در ماه رمضان در بین راه، در قریه داورزن در گذشت. ناصرالدین شاه پس از مرگ او تمام مشاغل پدر را از قبیل: بیوتات سلطنتی، انبار غله مرکزی ، ضراب خانه ، وزارت گمرک ، خزانه و غیره را که همگی از مشاغل بسیار پر دخل و ناندار مملکت بود به انضمام وزارت دربار و لقب امین السلطانی به پسرش میرزا علی اصغرخان منتقل نمود. محمد حسن خان اعتماد السلطنه در یادداشت های روزانه خطی خود ( 18 ذی القعده 1300 ق. می نویسد: «مخفی نماند امین السلطان در این سنه 1300 بیست و پنج سال دارد وزیر دربار و فی الواقع صدراعظم ایران است.» و نیز در 19 جمادی الثانی 1301 می نویسد: «منزل امین السلطان وزیر دربار و خزانه و گمرک و صاحب 44 منصب بزرگ رفتم اولاً این شخص جوان 24 ساله است در نهایت غرور به علاوه جوانی، خوشبختی هم دارد». و در جــای دیگر آورده : «امین السلطان نمی دانم طاعون مضرش خوانم و یا وبای هند، بلائی بود که به جان دولت و ملت افتاد و ایران را به باد فنا داد جامع تمام رذائل و فاقد کلیه فضائل است».
امین السلطان در کودکی و جوانی زیردست یک پدر بیسواد، تحصیلاتی نه چندان عمیق کرده بود ولی در مقابل، هوش، حافظــه و زیرکی بــسزائی داشت و هر چه می دیــد و می شنید، فــرا می گرفت و محفوظات خود را بسیار به موقع بکار می انداخت. قبل از فوت میرزا یوسف مستوفی الممالک، امین السلطان جوان بیست و پنج شش ساله خیلی خود را به شاه نزدیک کرده و طرف توجه واقع شده بود و اشخاص نزدیک به دربار و مطلعین حدس می زدند که پس از میرزا یوسف صدراعظم، امین السلطان جانشین او خواهد شد و اتفاقاً هم حدس آنان نیز درست بود و این کار بالاخره صورت گرفت. امین السلطان مانند پدرش نقطه ضعف ناصرالدین شاه را بخوبی درک کرده بود و برای اینکه شاه را کاملاً به طرف خود جلب نموده و او را همیشه از خود راضی نگه دارد مرتباً پـولهائی به عنوان پیش کشی و یا چیزهای دیگر که شاه به آنها خیلی میل داشت، به او می رساند و این قبیل وجوهات به امین اقدس که یکی از زنهای سوگلی او بود تحویل می گردید و اینکه لقب مشارالیه با امین یا امینه آغاز می گردید به همین لحاظ تحویلدار وجوه اختصاصی شاه بوده است.
معلومات فارسی امین السلطان روی هم رفته از حیث خط و املاء و انشاء خوب بوده و طبع شعر نیز داشته لکن به زبانهای بیگانه به هیچ وجه آشنائی نداشته و میرزا نظام مهندس الممالک مترجم او بوده است. در سال 1306 ق. با داشتن مناصب و مشاغل متعدد هنگامی که وزیر اعظم شد به هوس می افتد که فرانسه تحصیل کند و چون گرفتاری و مشغله اش خیلی زیاد بود، چندان موفقیتی در این رشته پیدا نمی کند.
امین السلطان در دوره سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه چه موقعی که وزیر دربار اعظم و چه آن هنگامیکه صدراعظم شد همه کاره مملکت بود و هر چه او می خواست اعم از امور داخلی و یا خارجی انجام می یافت. اعتماد السلطنه در این باره در یادداشتهای خود چنین می گوید:
«موقعی که مشاغل پدر به امین السلطان مفوض و محول شد، طبق اصول مملکتی، برادران و اکثر قوم و خویشها و هواخواهان خود را بر سر کار آورد و کارهائی که زیر نظر او بود میان آنان تقسیم کرد. برادران اعیانی خود میرزا اسماعیل خان امین الملک را رئیس خزانه و محمدقاسم خان را صاحب جمع نمود. » اعتماد السلطنه در یادداشت های روزانه خطی خود در وقایع سال 1304 ق. نیز می نویسد: « برادر پانزده ساله امین السلطان صاحب جمع و رئیس اردوی همایونی بود.» به این ترتیب محمد قاسم خان برادر امین السلطان وقتی که به سمت صاحب جمعی تعیین شد، ده سال داشته است.
امین السلطان در سال 1306 ق. در سن 31 سالگی به موجب دست خط شاه مقام صدارت را به عنوان وزیر اعظم اشغال نمود و پس از سمت وزارت دربار اعظم و وزیر اعظم رسماً همه کاره مملکت شد.
در سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا (1307 – 1306) امین السلطان نیز که عنوانش وزیــر اعظم (نخست وزیر) بود، به همراه شاه به اروپا رفت و تا سال 1310 هـ.ق. به مقام وزیر اعظمی برقرار بود. امین السلطان در مدت وزیر اعظمیش امتیاز کشتیرانی در رود کارون و تاسیس بانک و استخراج معادن را در سال 1306 ق. و انحصار توتون و تنباکو را در سال 1307 ق.
به انگلیس
ها واگذار نمود.
امین السلطان دارای هوش سرشار، حافظه غنی، زیرکی زیاد، بلندنظر، باگذشت، کریم، بزرگوار و بسیار بی پروا بود. گاهی هم فوق العاده عصبانی بی باک و ظالم بود. اینها همه توصیفاتی است که در کتاب رجال ایران در خصوص امین السلطان آمده است.
امین السلطان اوقات خود را بین تفریح و کار تقسیم می نمود. وقتی بکار مشغول می شد، ده پانزده الی بیست ساعت بدون هیچ وقفه و تنفس کار می کرد و همین که به خلوت می رفت یک شبانه روز و گاهی زیادتر به تفریح وقت می گذارند و همه چیز و حتی اوامر شاهانه را هم پشت گوش می انداخت. صورتش زیبا- بسیار خوش محضر- خندان و مردم دار بود . دیدن امین السلطان در اواخر صدارتش برای مردم خیلی دشوار شده بود و کسی نمی توانست بی زحمت او را ببیند و چون ارباب توقع هم زیاد بودند غالباً خود را از انظار رجوع پنهان می کرد. در خانه لاله زار و پارکش کسی نمی توانست او را ملاقات کند وقتی که از خانه لاله زارش خارج می شد، فوراً در کالسکه نشسته و اسب های روسی قوی هیکل کالسکه او را با سرعت هر چه تمام تر می برد و به پارک می رساند. با این ترتیب هیچ کس به وی دسترسی نداشت.
در گذشته برای ساخت بازار سعی می شد از بهترین مصالح استفاده شود که عمدتاً شامل آجر مرغوب و ملات آهک و گچ بود. از سنگ در مواردی برای ازاره ها و پله ها استفاده می شده و در موارد معدودی نیز تمام آن با سنگ ساخته می شد.
بخش های مهم معماری بازار عبارتند از سردر ورودی، راسته ها، چهارسوق ها، سـراها و تیمچهها ، بازارهایی که در کنار میدان اصلی شهر قرار داشته و ورودی اصلی آنها از جانب میدان است به طور معمول دارای سر در پرکار و جالب توجهی می باشد (مانند سردرهای بازار تهران از جانب سبزه میدان ). معماری این سردرها قابل مقایسه با سر در انواع دیگر بناهای تاریخی - اسلامی ایران بوده و اغلب دارای تزیینات کاشیکاری، مقرنس یا کاربندی، آجـرکاری، کتیبه کاری و طاق نما سازی می باشد.
این سردرها به راسته های اصلی بازار راه می یابد. راسته ها راهروهایی به عرض 4 تا 6 متر است که به نحو زیبایی با پوشش طاق و گنبد مسقف شده و در طرفین آن دکان هایی با نظم و ترتیب خاص استقرار یافته است. این دکان ها با توجه به نوع فعالیتی که در آنها جریان دارد، به ابعاد و نقشه های متفاوتی ساخته شده اند. تعدادی دارای زیرزمین، پستو و یا انباری در پشت سر و یا بالکنی در بالا هستند. پوشش دکان ها طاقی و در مواردی تیرپوش است. درهای قدیمی اکثر این دکانها در دوره اخیــر با درهای جدید تــعویض شده است . روشنــایی داخل راسته از طریق روزنههای تعبیه شده در گنبدها تامین می شود و در مواردی که پوشش راسته از ارتفاع زیادی برخوردار است، در بالای هر دکان پنجره نورگیری نصب شده است. سطح بیرونی پوشش بازار، کاهگل و در موارد کمی آجرپوش می باشد. تزیینات راسته ها نیز اغلب منحصر به کاربندی پوشش سقف و در مواردی نورگیرهای تزیینی تعبیه شده در آنهاست.
در بازارهای بزرگ، یکی از راسته ها اختصاص به فروش اشیای گرانبها از جمله طلا و جواهر، پارچههای زربفت و کارگاههای طلا و جواهر سازی داشت، که به آن قیصریه می گفتند. این راسته ها از نظر معماری، تزیینات و رعایت مسائل ایمنی بر راسته های دیگر بازار، برتری داشت.
در تقاطع راسته های بازار، معمولاً چهارطاقی ساخته می شد که به چهارسو یا چهارسوق معروف است و تا حدودی عملکرد میدان های شهر در برقراری ارتباط مابین خیابان ها را دارد. چهارسوق از نظر ارتفاع، وسعت و تزیینات از راسته های اطراف کاملاً متمایز است و اغلب با طرح هشت ضلعی ساخته شده و با گنبد قوسی (نیم کره) مسقف می شود. این چهار سوق ها با کاشیکاری، آجرکاری، آجرچینی و گچبری مزین می شد. همچنین در گذشته در میانه تعدادی از آنها حوض آب نیز وجود داشته است.
از بخش های جالب توجه بازار، سرا یا خان است که در مجاورت راسته اصلی قرار داشته و از طریق دالان و درگاهی به آن مربوط می شود. عملکرد این سراها بعنوان یک تجارتخانه، تغدیه بازار و توزیع اجناس و تولیدات بوده و در تعدادی از آنها کارگاه های تولیدی و خدماتی فعالیت داشته اند. همچنین در این سراها محل هایی برای انبار کالا و استراحت بازرگانان تدارک دیده شده بود. معماری این سراها شباهتی به معماری کاروانسرهای خارج از شهر، مدارس و مساجد چهار ایوانی داشت و معمولاً در یک یا دو طبقه و در اطراف صحن نسبتاً وسیعی ساخته می شد. در میانه اضلاع این صحن ایوان ها، درگاهها و در اطراف آنها حجره هایی وجود داشت.
حجره های طبقه اول اختصاص به داد و ستد داشت و حجره های طبقه دوم بعنوان دفتر تجاری، محل استراحت بازرگانان و کارگاه های تولیدی مورد استفاده بود.
در مواردی طبقــه
ای نیز در زیر همکف قرار داشت ، که به عنوان انباری

* این مطلب مربوط به بخش " معرفی بناهای تاریخی تهران " می باشد.
 
 

صفحه اصلی | درباره من | تماس با من | لینک های مرتبط | ۱۰۰ عکس پربیننده | تالارهای گفتگو
Copyright: RastaPix.ir All rights Reserved ,2008
Powered by: IRIran.net